این، بالاخره، «دکترین ترامپ» است

یک توسعه‌دهنده‌ی ملکی که می‌خواست خط افق شهرها را به تصویر خود تغییر دهد، اکنون همان را بر نظم جهانی اعمال می‌کند.

نوشته: مایکل هیرش، ستون‌نویس فارن پالیسی

منبع: فارن پالیسی

۱۰ مارچ ۲۰۲۶ مطابق ۱۹ حوت ۱۴۰۴

ترجمه:سمیر بیات

———————————

آیا تا به حال چنین سردرگمی درباره‌ی کارهای رئیس‌جمهور آمریکا وجود داشته است؟ از روزی که دونالد ترامپ در ۲۸ فبروری جنگ انتخابی خود را علیه ایران آغاز کرد، گرفتن پاسخ مستقیم از او یا تیمش درباره هدف واقعی‌اش تقریباً غیرممکن بوده است. آیا ترامپ اصلاً هدف مشخصی دارد؟

در واقع، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد او هدفی دارد. اما وقتی فقط بر اعمال خصمانه‌ی او علیه ایران، ونزوئلا یا گرینلند تمرکز می‌کنیم، یا به وعده قبلی او به پایگاه «مگا» (MAGA) که جنگ خارجی آغاز نخواهد کرد، توجه می‌کنیم، نکته اصلی را از دست می‌دهیم.

بسیاری از منتقدانش نمی‌بینند که ترامپ احتمالاً در ذهن خود یک چشم‌انداز استراتژیک گسترده‌تر دارد، هرچند که گمراه‌کننده و شاید توهمی باشد.

برای کسانی که درباره زندگی او کتاب نوشته‌اند و شاید او را بهتر می‌شناسند، دیدگاه ترامپ درباره کنار گذاشتن آنچه او نظم جهانی ضعیف و شکست‌خورده می‌بیند و تبدیل خود به نویسنده‌ی یک نظم نوین است که همیشه نام او روی آن باشد، شکل گرفته است.

گوئندا بلیر، نویسنده‌ی کتاب The Trumps: Three Generations of Builders and a President، می‌گوید: «برای ترامپ، همیشه همه چیز درباره برندینگ بوده است. حالا او در حال برندینگ جهان است.»

نگاهی به کل کارنامه ترامپ نشان می‌دهد که یک خط فکری ثابت وجود دارد: او قصد دارد چشم‌انداز جهانی را به تصویر خود بازسازد؛ همانطور که در دهه ۱۹۸۰ تلاش داشت آسمان‌خراش‌های نیویورک را «برای جاودانگی» تغییر دهد، یا پس از ۲۰۱۶ برنامه حزب جمهوریخواه را از نو تنظیم کرد و بر آن مهر «اول آمریکا» زد، یا اکنون واشینگتن، دی.سی. را به نوعی «ترامپ‌تاون» تبدیل می‌کند و نام خود را بر ساختمان‌ های شاخص می‌گذارد.

اکنون ترامپ قصد دارد «جهان ترامپ» بسازد؛ میراثی جهانی که از پیشینیانش فراتر رود و تصویر خود او را به‌عنوان «یکی از بزرگترین» رؤسای جمهور تاریخ آمریکا و نویسنده‌ی یک عصر طلایی جدید تثبیت کند.

کارنامه او پر از جاه‌طلبی‌های بزرگ و خودمحوری است، و در عین حال دارای حس تیزبین و فرصت‌طلبی برای شناسایی ضعف و دودلی مخالفانی است که به نظر ترامپ هنوز در روش‌های قدیمی گیر مانده‌اند.

بلیر به سوابق او به عنوان رئیس‌جمهور اشاره می‌کند؛ کنار گذاشتن و محکوم کردن توافقات قبلی از جمله NAFTA، توافق هسته‌ای ایران ۲۰۱۵ و توافق پاریس درباره تغییرات اقلیمی، تا حدی به این دلیل که او خود مذاکره‌کننده نبوده، و همچنین تلاش‌های جدید مانند جایگزین کردن سازمان ملل با «هیئت صلح» و منصوب کردن خود به‌عنوان رئیس آن برای تمام عمر.

اینکه ترامپ مدام از اینکه از جایزه نوبل صلح محروم شده است شکایت می‌کند، احتمالاً تصادفی نیست. در ۳ مارچ، اوفیر آکونیس، کنسول عمومی اسرائیل، پیشنهاد کرد که ترامپ و نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، به طور مشترک جایزه نوبل صلح را دریافت کنند.

بلیر و دیگران معتقدند که در ذهن ترامپ تناقض واقعی بین وعده‌ی انتخاباتی او برای صلح و عملیات نظامی‌اش علیه ایران و ونزوئلا وجود ندارد. بلیر می‌گوید: «منظور او از نظم جهانی که خودش رهبری آن را بر عهده دارد، همان تعریف صلح است.»

ترامپ خود نیز گفته است که عملیات ایران نمونه‌ای از سیاست او «صلح از طریق قدرت» است. او در ۲۸ فبروری هنگام اعلام عملیات گفت: «ما این کار را برای آینده انجام می‌دهیم.»

آینده ممکن است شامل چشم‌انداز خانوادگی و جمع‌آوری ثروت، مقام و قدرت عظیم برای فرزندان و نوه‌ها و نتیجه‌های او باشد. و شاید تصادفی نباشد که خانواده ترامپ میلیاردها دلار با عربستان سعودی و امارات متحده عربی معامله می‌کند، دو کشوری که با رژیم ایران مخالف هستند.

با این حال، نشانه‌هایی از مشکلات آینده برای برند جهانی ترامپ دیده می‌شود؛ به‌خصوص که ایران به شدت انتقام می‌گیرد و قیمت نفت از زمان حملات آمریکا و اسرائیل و کشته شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای و دیگر رهبران ارشد ایران افزایش یافته است.

تاریخچه شخصی ترامپ نیز نشان می‌دهد که او اغلب در کارهایش بیش از حد پیش رفته، به ویژه پس از موفقیت اولیه؛ چیزی که او را به شش ورشکستگی رساند و با نجات‌های بسیار تنگ‌نظرانه‌ای مواجه شد. احتمالاً همین موضوع درباره تلاش‌های اخیر او در خاورمیانه نیز صادق است.

اگرچه ترامپ و اطرافیانش بین «سلاح‌های هسته‌ای»، «موشک‌های بالستیک» و «تغییر رژیم» به‌طور بی‌قاعده جهش می‌کنند، روشن است که او امیدوار است رژیم ایران تغییر کند. او در ۲۸ فبروری به مردم ایران گفت: «وقتی کار ما تمام شود، حکومت شما را برمی‌داریم. این احتمالاً تنها فرصت شما در نسل‌ها خواهد بود.»

ترامپ ظاهراً می‌خواست تغییر رژیم را به مردم ایران واگذار کند، اما اکنون اصرار دارد که او کسی است که تعیین می‌کند رهبر بعدی ایران کی خواهد بود، همان‌طور که در ونزوئلا عمل می‌کند.

این جاه‌طلبی همیشه غیرواقعی بود، به‌خصوص در کشوری دینی و تحت کنترل نیروهای سرسخت ضدآمریکا. روز دوشنبه، دولت ایران پسر خامنه‌ای، مجتبی خامنه‌ای، را به عنوان جانشین او معرفی کرد، در حالی که ترامپ پیش‌تر گفته بود او «غیرقابل قبول» است. رئیس‌جمهور خواستار «تسلیم بدون قید و شرط» رژیم شده است.

سِت جی. جونز از مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی گفت: «ابتدا وضعیت در عراق و افغانستان هم خیلی خوب به نظر می‌رسید. سپس وقتی تلاش کردیم دستگاه حکومتی را دست‌کاری کنیم، وارد شورش‌های فعال شدیم.»

هنوز مشخص نیست که آینده «جهان ترامپ» چه شکلی خواهد داشت؛ فراتر از استفاده آشکار از قدرت نظامی آمریکا و تهدیدهای ترامپ برای ادامه آن. ربکا لیسنر، مقام سابق امنیت ملی در دولت بایدن، گفت: «آنچه می‌بینیم، بیشتر تخریب نظم قدیمی پس از جنگ است تا ایجاد نظم جدید.»

با این حال، نباید دستاوردهای ترامپ در «تخریب خلاقانه» را نادیده گرفت. ساختمان‌های او هنوز در شهرهای بزرگ پابرجا هستند.

با حس تیزبین همیشگی‌اش برای شناسایی ضعف، ترامپ مصمم است موانع قدیمی نفوذ آمریکا را که آن‌ها را شکننده می‌بیند، از میان بردارد؛ رژیم‌های سرسختی که رؤسای جمهور پیشین را خسته کرده‌اند، چه در ونزوئلا، چه ایران، و شاید به زودی کوبا، را هدف قرار دهد و قواعد قدیمی را تغییر دهد، مانند این ایده که یک قدرت برتر نمی‌تواند هر طور که می‌خواهد اعمال قدرت کند.

با جنگ تعرفه‌ای، ترامپ قصد دارد کل سیستم تجارت جهانی پس از جنگ جهانی دوم را به‌هم بزند تا به باور خودش، مزایای ناعادلانه رقبا و متحدان آمریکا را از میان بردارد.

تهاجم نظامی ترامپ علیه ونزوئلا و ایران همچنین تلاشی است برای کنار گذاشتن تظاهر واشینگتن—حداقل در ذهن او—که هنوز دوران نظم مبتنی بر قواعد است. واقعیت این است که حتی پیش از دوره دوم ترامپ، استراتژیست‌های دو حزب چندان باور نداشتند که آمریکا بتواند دوباره جایگاه «هژمون خیرخواه» خود را بازیابد؛ همان پلیس جهانی که اقتدارش از سوی همه طرف‌ها پذیرفته می‌شد.

دیپلمات‌های اروپای غربی، هرچند از جنگ ایران ناراضی‌اند، می‌پذیرند که ترامپ گاهی دیدگاهی واقعی‌تر از برخی پیشینیان خود دارد، زیرا می‌پذیرد که هنجارهای قدیمی علیه تجاوز دیگر کارآمد نیستند. آن‌ها می‌گویند که ترامپ با اقدامات خود، روسیه و چین را در جای خود نشانده و هشدار بیشتری به آن‌ها داده است.

از نظر قدرت نظامی محض، اقدامات ترامپ علیه ونزوئلا و ایران «شاید روس‌ها و چینی‌ها را محتاط‌تر کرده باشد.» تس. جونز گفت: «ایالات متحده و اسرائیل در دو روز بر ایران برتری هوایی به‌دست آوردند، در حالی که روس‌ها در سال پنجم هنوز بر آسمان اوکراین تسلط ندارند. ارتش آمریکا به‌طور قابل توجهی جلوتر است.»

با این حال، پوتین نیز از افزایش قیمت نفت و منحرف شدن توجه آمریکا از اوکراین بهره‌مند شده است.

ترامپ همچنین به‌طور فعال مشاوران برجسته‌ی خود در پروژه بازبرندسازی جهانی را جلب می‌کند. صدراعظم آلمان، فردریش مرز، در دیدار هفته گذشته با ترامپ، اقدامات آمریکا و اسرائیل علیه ایران را موجه دانست و گفت که دو کشور «دلایل خوبی» برای اقدام داشته‌اند.

درک ترامپ و اقدامات احتمالی او در صحنه جهانی، یک «لحظه رزباد» دارد؛ به زمانی بازمی‌گردد که او برای اولین بار در چشم عموم ظاهر شد.

در سال ۱۹۶۴، دونالد ۱۸ ساله همراه پدر توسعه‌دهنده خود، فرد ترامپ، به افتتاح پل ورازانو-نارووس نیویورک رفت. در مراسم، رابرت موزس، قدرت‌مند معروف نیویورک، نام مهندس طراح پل را که کنار ایستاده بود، ذکر نکرد. ترامپ بعدها در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز گفت که این تجربه تغییر زندگی او بود و تصمیم گرفت که دیگر هرگز کسی او را دست‌کم نگیرد و نامش همیشه بر کارهایش باقی بماند.

او در دهه‌های بعد در املاک، سیاست و تجارت، همواره خواستار کسب اعتبار شد.

به‌عنوان توسعه‌دهنده‌ای جسور، ترامپ خواست خط آسمان نیویورک را به تصویر خود بازسازد، از جمله هتل و برج‌های متعدد به نام خود. حتی وقتی امپراتوری املاک او چندین بار ورشکست شد، او خود را به کارخانه‌ی جهانی علامت تجاری تبدیل کرد، با درآمد از ساختمان‌ها، زمین‌های گلف، استیک، شراب، کراوات و غیره.

به‌عنوان یک سیاست‌مدار نوپا، ترامپ حزب جمهوری‌خواه را نیز به تصویر خود بازسازی کرد و برنامه «اول آمریکا» تقریباً در تضاد با مواضع قبلی حزب قرار گرفت. او با رقبای جمهوری‌خواه خود همانند رقبا در املاک مانتهان رفتار می‌کرد.

در نخستین معرفی ریاست‌جمهوری، هنگامی که از پله‌های ترامپ‌تاور پایین آمد، قول داد که «برند ایالات متحده را دوباره بزرگ خواهد کرد.»

اکنون ترامپ همچنین در حال بازسازی واشینگتن، دی.سی.، از جمله کاخ سفید و مراکز فرهنگی، با سبک طلایی و نیویورکی خود است. برنامه‌هایی نیز برای ترامپRx، پیشرفته‌ترین کشتی جنگی «Trump-class» و دیگر پروژه‌های عظیم دارد.

به نظر می‌رسد ترامپ قصد دارد میراث جهانی بسیار ترامپی بر جای بگذارد و اعتماد او به این جاه‌طلبی بزرگ، به‌تناسب آسانی نسبی در دستیابی به تغییراتش، افزایش یافته است.

رؤسای جمهور قبلی مجبور شده‌اند به دلیل شکست‌های نظامی، آرزوهای جهانی بزرگ خود را کنار بگذارند. ترامپ هنوز چنین تجربه‌ای نداشته و هیچ تضمینی نیست که داشته باشد.

برخی منتقدان، از جمله زندگینامه‌نویسان ترامپ، می‌گویند او به طور خطرناکی بر استفاده از قدرت نظامی متمرکز است؛ گرایشی که شاید از دوران تحصیل در آکادمی نظامی نیویورک گرفته باشد.

او در ژانویه، بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری پیشنهاد کرد؛ افزایش ۶۶ درصدی نسبت به رقم پیشین.

ترامپ گفته است: «ما قوی‌ترین ارتش جهان را داریم و از آن استفاده می‌کنیم.»

با این حال، رؤسای پیشین آمریکا بیشتر به احتیاط نظامی می‌اندیشیدند و بر بازدارندگی تمرکز داشتند. ترامپ هنوز هیچ راه خروجی از ونزوئلا یا ایران نیافته و هیچ نشانه‌ای از فکر کردن به آن نشان نداده است. اما او می‌تواند مطمئن باشد: برای خوب یا بد، هر دو کشور برای مدت طولانی با برند ترامپ شناخته خواهند شد.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button