دیدگاه ترمپ و روبیو درباره جنگ: «هنرِ ویران‌کردن و معامله»

نویسندگان: ادوارد وانگ و مایکل کراولی

منبع: نیویارک تایمز

۱۴ مارچ ۲۰۲۶ مطابق ۲۳ حوت ۱۴۰۴

لینک مطلب: سمیر بیات

————————————-

اندکی پس از آنکه رئیس‌جمهور ترمپ در کنار اسرائیل جنگ تازه‌ای را علیه ایران آغاز کرد، یک ویدیوی ساخته‌شده با هوش مصنوعی از مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

در این ویدیو، روبیو با لباس و عمامه سیاه در یک رژه نظامی ایران دیده می‌شود، در مسجد سخنرانی می‌کند و بر افق تهران نظاره دارد. زیرنویس آن نوشته بود:

«مارکو روبیو در حال درک این‌که او رهبر جدید ایران است.»

گرچه این ویدیو طنزآمیز بود، اما لحظه مهمی را در مسیر سیاسی روبیو نشان می‌داد.

-از مخالف مداخله تا طراح عملیات‌ها

در طول سال‌های فعالیت سیاسی‌اش، روبیو از سرنگونی دولت‌های دشمن امریکا حمایت کرده است. زمانی بسیاری تصور می‌کردند که او با دیدگاه‌های ترمپ هماهنگ نیست و شاید بیش از یکسال در دولت باقی نماند. اما اکنون او در رأس کارزارهای تهاجمی ترمپ برای تغییر ساختار حکومت در ایران، ونزوئلا، کوبا و دیگر کشورها قرار دارد.

با این حال، به گفته تحلیلگران و مقام‌های امریکایی، روبیو به‌دنبال تکرار سیاست‌های نئومحافظه‌کاران دوره جورج بوش نیست که می‌خواستند نظام‌های سیاسی کشورها را با زور بازسازی کنند. در عوض، به نظر می‌رسد او رویکردی جدید را دنبال می‌کند که بر قدرت بدون تأکید بر اصول ایدئولوژیک استوار است؛ ترکیبی از نئومحافظه‌کاری و سیاست معامله‌محور ترمپ.

این رویکرد بیشتر بر «واداشتن دولت‌های اقتدارگرا به تبعیت» تمرکز دارد تا تغییر کامل رژیم‌ها. به تعبیر برخی کارشناسان، این سیاست «ویران کن و معامله کن» است.

اما برخی تحلیلگران می‌گویند هدف اصلی دیگر دموکراسی‌سازی نیست، بلکه حفظ برتری نظامی امریکا و ایجاد هراس در سایر کشورهاست.

-«رها کردن چانگ»

روبیو در مورد ایران هشدارهایی تند مطرح کرده و گفته است:

«در ساعات و روزهای آینده، ما چانگ را علیه این افراد رها خواهیم کرد.»

این اشاره به جنرال چیانگ کای‌شک دارد؛ رهبر نظامی چین که با کمونیست‌ها جنگید اما در نهایت شکست خورد. در دهه ۲۰۰۰، این اصطلاح به شکل طنز در محافل سیاسی مرتبط با خانواده بوش استفاده می‌شد.

روبیو که دیدگاه‌های سختگیرانه سیاست خارجی‌اش با دولت جورج دبلیو بوش همسو بوده، اکنون به‌طور آشکار از حملات پیشگیرانه علیه ایران سخن گفته است؛ مشابه استدلال‌هایی که دولت بوش برای حمله به عراق به کار برد.

-همکاری نزدیک با اسرائیل

در دوره ریاست‌جمهوری ترمپ، همکاری نظامی امریکا و اسرائیل علیه ایران گسترش یافته است. امریکا نخستین بار در ماه جون گذشته به ایران حمله کرد، در جریان جنگ ۱۲ روزه‌ای که اسرائیل آغاز کرده بود.

روبیو در برنامه‌ریزی این حملات نقش داشته و به گفته مقام‌های پیشین، در بیشتر عملیات‌های مهم نظامی دولت ترمپ مشارکت مستقیم داشته است. در یکسال گذشته، ترمپ دستور حمله به هشت کشور را صادر کرده است.

برخی از حامیان می‌گویند این همکاری نشانه اتحاد راهبردی است و نه کشاندن امریکا به جنگ‌های تازه. به باور آنان، ترمپ در پی ایجاد میراث سیاسی خود از طریق سیاست خارجی فعال است.

-سیاست «اطاعت به‌جای تغییر رژیم»

زمانیکه روبیو در جنوری ۲۰۲۵ وزیر خارجه شد، مواضع تند خود را در ظاهر تعدیل کرد تا با شعار ترمپ مبنی بر «جنگ جدید نه» همسو شود. او حتی درباره روسیه و چین لحن ملایم‌تری اتخاذ کرد.

اما در تابستان گذشته، او از حملات نظامی علیه کشورهایی که دولت ترمپ آن‌ها را ضعیف می‌داند، حمایت کرد. از جمله علیه ایران و ونزوئلا. در پی این سیاست، حملات مرگبار علیه قایق‌ها در نزدیکی ونزوئلا انجام شد و تنش‌ها با دولت‌های چپ‌گرا افزایش یافت.

با این حال، روبیو همزمان در حال مذاکره‌های اقتصادی با برخی چهره‌های نزدیک به حکومت‌های کوبا و ونزوئلا است؛ امری که نشان می‌دهد سیاست او ترکیبی از فشار و معامله است.

در مورد ایران نیز، گرچه از رهبران مذهبی تندرو انتقاد کرده، اما به‌طور صریح اعلام نکرده که سرنگونی حکومت هدف رسمی جنگ است. ترمپ نیز ضمن تشویق به اعتراضات مردمی، هم‌زمان به دنبال امکان توافق با مقامات فعلی ایران بوده است.

-اختلاف دیدگاه‌ها

جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی، گفته است که دولت باید صریحاً بر تغییر رژیم متعهد شود تا فشار بیشتری ایجاد گردد. در مقابل، برخی از محافظه‌کاران خواهان خویشتنداری هستند و معتقدند این سیاست می‌تواند امریکا را درگیر جنگ‌های فرسایشی کند.

کارشناسانی مانند جاستین لوگان از مؤسسه کاتو نیز می‌گویند تجربه‌های گذشته نشان داده است که بمباران‌های گسترده به‌تنهایی نمی‌تواند ساختار سیاسی کشورها را دگرگون کند.

-پرسش بزرگ

در نهایت، پرسش اساسی این است که آیا ایالات متحده می‌تواند با کارزار نظامی و فشار مداوم، ساختار سیاسی کشورهای دیگر را تغییر دهد یا آن‌ها را به تبعیت وادارد؟

این مسئله نه‌تنها آینده جنگ ایران را تعیین خواهد کرد، بلکه ممکن است سرنوشت سیاسی ترمپ و روبیو را نیز رقم بزند.

به گفته تحلیلگران، تاریخ نشان داده است که چنین تلاش‌هایی اغلب با پیچیدگی‌ها و پیامدهای پیشبینی‌ نشده همراه بوده‌اند.

مقالات مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button