images 2
خبرگزاری آگاه دیدگاه سیاست

استانبول زیر سایه توطئه‌های اطلاعاتی: رقابت طالبان و آی‌اس‌آی یا صلح واقعی؟

مذاکرات استانبول میان طالبان و پاکستان بیش از آن‌که گفت‌وگویی برای صلح باشد، صحنه‌ای از رقابت استخباراتی است. ظاهر ماجرا از تلاش برای کاهش تنش‌های مرزی میان دو کشور سخن می‌گوید، اما در باطن، نبرد پنهانی میان دو دستگاه استخباراتی جریان دارد: آی‌اس‌آی پاکستان و اداره استخبارات طالبان. هر دو طرف می‌کوشند در جغرافیایی که از نگاه امنیتی و سیاسی به شدت شکننده است، جایگاه و برتری خود را حفظ کنند.

این نخستین بار نیست که روابط طالبان و پاکستان از مدار همکاری به سمت بی‌اعتمادی می‌رود. پاکستان در دهه‌های گذشته، به‌ویژه پس از سقوط حکومت مجاهدین، گروه طالبان را ساخت، آموزش داد و تجهیز کرد تا در افغانستان حکومتی همسو با منافع خود داشته باشد. دو دهه جنگ، هزینه‌های هنگفت و فاجعه‌های انسانی نتیجه همین سیاست استخباراتی بود که کابل را به میدان نیابتی رقابت‌ها بدل کرد. اکنون که طالبان بر کابل حاکمند، پاکستان در موقعیتی paradoxal قرار گرفته است: فرزندی که برای پیشبرد منافع خود پرورانده بود، امروز در برابرش قد علم کرده است.

ریشه بن‌بست کنونی به تحریک طالبان پاکستانی (TTP) برمی‌گردد. اسلام‌آباد باور دارد که رهبری این گروه در خاک افغانستان پناه یافته و از سوی طالبان افغان حمایت می‌شود. طالبان افغان نیز معتقدند پاکستان با تداوم فشارهای مرزی و تهدیدات نظامی می‌خواهد بر سیاست داخلی افغانستان نفوذ کند. گفت‌وگو در چنین فضایی نه بر پایه اعتماد، بلکه بر محور ترس و سوءظن شکل گرفته است.

میانجی‌گری ترکیه و قطر نیز نه از موضع بی‌طرفی بلکه با اهداف استراتژیک صورت می‌گیرد. ترکیه می‌خواهد نقش خود را در معماری امنیتی آسیای مرکزی تثبیت کند و با اسلام‌آباد به عنوان شریک دیرینه روابط ژرف‌تر برقرار سازد. قطر نیز می‌کوشد میراث دیپلماتیک خود از دوران دفتر طالبان در دوحه را حفظ کرده و پل ارتباطی میان غرب و امارت اسلامی باقی بماند. استانبول بیش از آن‌که میز صلح باشد، صحنه رقابت نرم دو قدرت منطقه‌ای است که هر کدام در پی سهمی از آینده افغانستان‌اند.

طالبان در پی تثبیت استقلال استخباراتی خود هستند. برای گروهی که دو دهه با حمایت‌های پنهان پاکستان جنگیده است، جدا شدن از آی‌اس‌آی به معنای تولد سیاسی تازه است. اما این مسیر به‌سادگی طی نخواهد شد؛ زیرا استخبارات طالبان هنوز در مدار وابستگی به پاکستان قرار دارد. تلاش برای قطع این بند، می‌تواند شکاف‌های درونی طالبان را عمیق‌تر کند؛ شکافی میان جناحی که استقلال می‌خواهد و جناحی که هنوز به پیوند تاریخی با آی‌اس‌آی باور دارد.

در همین حال، مرزهای جنوب‌شرق افغانستان به میدان بحران تبدیل شده است. هر گلوله در این نوار مرزی معنایی سیاسی دارد و هر شلیک بازتابی از نبرد پنهان میان کابل و اسلام‌آباد است. پاکستان نگران است طالبان از TTP به عنوان ابزار فشار استفاده کنند، در حالی که طالبان افغان معتقدند اسلام‌آباد با تحریک و حملات مرزی در پی تضعیف حکومتشان است. مردم مناطق مرزی قربانیان خاموش این بازی دوگانه‌اند.

صلحی که در چنین شرایطی از دل رقابت دو سازمان استخباراتی بیرون آید، بیشتر به آتش‌بس شباهت دارد تا صلح. هدف مذاکرات استانبول، نه بازسازی اعتماد، بلکه مدیریت موقت بحران است. دو طرف می‌کوشند تنش‌ها را کنترل کنند تا نه به جنگ تمام‌عیار بینجامد و نه یکی از طرفین به‌کلی از میدان بیرون شود. این همان منطق استخباراتی است که در آن، «صلح» معنایی تاکتیکی دارد و نه اخلاقی یا انسانی.

در نهایت، پاکستان با ساختن طالبان، نه تنها آینده افغانستان بلکه امنیت خود را نیز گروگان گرفته است. گروهی که زمانی ابزار نفوذ اسلام‌آباد بود، اکنون به بازیگری مستقل بدل شده است که مهار آن دشوار است. مذاکرات استانبول شاید بتواند آتش تنش‌ها را برای مدتی فرو بنشاند، اما در عمق، رقابت استخباراتی همچنان زنده است. تا زمانی که منطق جنگ جایگزین منطق دولت‌سازی نشود، واژه صلح در روابط طالبان و پاکستان تنها نامی دیگر برای تعلیق بحران خواهد بود.

Leave feedback about this

  • Quality
  • Price
  • Service

PROS

+
Add Field

CONS

+
Add Field
Choose Image
Choose Video