موفقیت زهران ممدانی، سیاستمدار مسلمان آسیاییتبار، در رسیدن به شهرداری نیویورک، فراتر از یک پیروزی انتخاباتی است؛ این یک پیام محکم به جهان است: مهاجران دیگر نباید به درجه دوم یا سوم شهروندی تن دهند و هیچ جامعهای نباید انسانهای توانمند خود را در حاشیه نگه دارد.
در کشورهای جهان سوم مانند ایران، پاکستان یا تاجیکستان، مهاجر بودن معنای «بیصدا بودن» و «شهروند درجه چهارم» را دارد. مهاجران افغان و سایر گروهها در این کشورها حق آموزش، اشتغال رسمی و مشارکت اجتماعی ندارند و همواره در سایه حکومت و سیاست باقی میمانند. محدودیتهای قانونی، تبعیض اقتصادی و اجتماعی و احساس بیگانگی، واقعیت زندگی روزمره میلیونها انسان است. قدرت و سیاست، در چنین شرایطی، در دست نخبگان و ثروتمندان است و مهاجران جایی در تصمیمگیریها ندارند.
اما زهران ممدانی در نیویورک نشان داد که این محدودیتها نه نتیجه ضعف فردی، بلکه نتیجه سیستمهای بسته و تبعیضآمیز هستند. او با تجربه مهاجرت و اقلیت بودن، توانست صدای محرومان، مهاجران و اقلیتها را به سیاست و قدرت واقعی پیوند دهد. برنامههایش مانند رایگانسازی حملونقل شهری و فریز اجاره برای نزدیک به یک میلیون واحد مسکونی، نه تنها اقدامات انتخاباتی نیستند، بلکه اعلامیهای برای عدالت اجتماعی و مقابله با سرمایهداری فراموشکار است.
پیروزی ممدانی، پیامی کوبنده برای جهان سوم دارد: نظامهایی که مهاجران و اقلیتها را سرکوب میکنند و از مشارکت اجتماعی آنان جلوگیری میکنند، نه تنها عدالت را نقض میکنند بلکه آینده خود را نیز به حاشیه میرانند. در ایران، پاکستان یا تاجیکستان، مهاجران هنوز به چشم «بیگانه» دیده میشوند و بسیاری از تصمیمات حیاتی زندگیشان بدون حضور آنان اتخاذ میشود. این سیستمها، مهاجران را محدود و محروم نگه میدارند و ظرفیت انسانی عظیمی را هدر میدهند.
موفقیت ممدانی همچنین پیامی جهانی برای جوامع مهاجر دارد: اگر فرصت و منابع برابر در اختیار داشته باشند، میتوانند در قلب تصمیمگیریها قرار بگیرند و صدای خود را به گوش قدرت برسانند. او نشان داد که مهاجران نه تنها میتوانند زنده بمانند، بلکه قادرند سیاست، اقتصاد و فرهنگ را شکل دهند.
پیروزی او در تقابل آشکار با تجربه مهاجران در کشورهای جهان سوم، یک اعتراض خاموش ولی محکم علیه بیعدالتی تاریخی است. جامعه آمریکا با انتخاب یک مهاجر مسلمان، به دنیا میگوید که توانایی، صداقت و تجربه مهمتر از رنگ پوست، مذهب یا ملیت است؛ همان چیزی که میلیونها مهاجر در ایران، پاکستان یا تاجیکستان از آن محروماند: حق واقعی مشارکت در سیاست و جامعه.
در نهایت، زهران ممدانی نماد عبور از حاشیه به متن قدرت، از سکوت به صدا و از محرومیت به مشارکت واقعی است. پیروزی او فراتر از سیاست نیویورک، یک پیام جهانی دارد: مهاجران سزاوار فرصت، احترام و سهم برابر در سرنوشت خود هستند. هر نظامی که این فرصت را از آنان سلب کند، نه تنها عدالت اجتماعی را نقض میکند، بلکه سرمایه انسانی و آینده جامعه خود را قربانی میکند.


Leave feedback about this