خبرگزاری آگاه :مرکز مطالعات استراتژیک اسلامی، فهرست سالانه ۵۰۰ مسلمان تأثیرگذار جهان را منتشر کرده است؛ در میان چهرههای شناختهشده سیاسی و مذهبی، نام هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، نیز دیده میشود — حضوری که با توجه به سیاستهای سختگیرانه و ضدانسانی طالبان علیه زنان، واکنشهای تند و گستردهای را در پی داشته است.
در تازهترین فهرست «۵۰۰ مسلمان تأثیرگذار جهان» که روز پنجشنبه، ۱۵ عقرب (۷ نوامبر)، از سوی مرکز مطالعات استراتژیک اسلامی مستقر در اردن منتشر شد، نام چندین چهره سیاسی و مذهبی برجسته جهان اسلام درج شده است. در میان آنان، علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران، رجب طیب اردوغان رئیسجمهور ترکیه، شیخ تمیم بن حمد آلثانی امیر قطر، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی و احمد شرع، رئیسجمهور موقت سوریه، نیز حضور دارند.
اما درج نام هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، در این فهرست بیش از سایر نامها جنجالبرانگیز شده است. این در حالی است که در چهار سال گذشته، او با صدور دهها فرمان، زنان و دختران افغانستان را از آموزش، کار، سفر و حضور اجتماعی منع کرده است. نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل، سیاستهای او را «آپارتاید جنسیتی» و «نقض فاحش حقوق بشر» خواندهاند.
گفتنی است که دادگاه کیفری بینالمللی پیشتر حکم بازداشت آخوندزاده را به اتهام «جنایت علیه بشریت» صادر کرده بود. انتشار نام او در این فهرست، واکنشهای شدیدی را در رسانهها و میان فعالان مدنی افغانستان برانگیخته است. بسیاری کاربران شبکههای اجتماعی این اقدام را «توهین به زنان افغانستان» و «پاکسازی چهره ناقضان حقوق بشر از سوی نهادهای مذهبی» توصیف کردهاند.
در مقابل، برخی کارشناسان میگویند که حضور او در این فهرست به معنای تأیید عملکرد او نیست، بلکه بیانگر سطح نفوذ سیاسی و ایدئولوژیک طالبان در منطقه است — نفوذی که نه از راه مشروعیت اجتماعی، بلکه از مسیر ترس و سلطه گسترش یافته است.
🟣 تحلیل آگاه:
در نگاه نخست، درج نام رهبر طالبان در فهرست ۵۰۰ مسلمان تأثیرگذار، نشانه قدرت و نفوذ است، اما در واقع، پرسش مهمتر این است: تأثیرگذاری به چه معنا؟
اگر معیار، قدرت بر جامعه از طریق زور، حذف و محدودیت باشد، آنگاه این فهرست بیش از آنکه بیانگر نفوذ مثبت باشد، بازتابی از بحران اخلاقی در جهان اسلام است.
طالبان در چهار سال گذشته نهتنها ساختار اجتماعی افغانستان را فرو ریختهاند، بلکه معنای عدالت، آموزش و کرامت انسانی را از بطن جامعه حذف کردهاند. در چنین شرایطی، آوردن نام رهبر این گروه در میان چهرههای تأثیرگذار، نوعی «نرمالسازی خشونت دینی» و بیاعتنایی به رنج میلیونها زن و مرد افغان است.
از نگاه تحلیلی، این رخداد تضاد عمیقی را در جهان اسلام نمایان میسازد: نفوذ سیاسی در غیاب مشروعیت اخلاقی. رهبرانی که با سرکوب، حذف و ترس حکومت میکنند، شاید در فهرستها باشند، اما در وجدان مردم جایی ندارند.
در نهایت، این فهرست نه تنها معیار «تأثیرگذاری» را زیر سؤال میبرد، بلکه بار دیگر یادآور میشود که جهان اسلام برای بازسازی چهره خود، نیازمند بازتعریف «قدرت» است — قدرتی که از مردم برآید، نه از اسلحه و فرمان.


Leave feedback about this