کشتهشدن آیتالله علی خامنهای، شکل تازهای از رهبری جمعی را در کشور بهوجود آورد که در آن، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قدرت بیشتری یافته است.
نوشته: فرنـاز فصیحی
(فرناز فصیحی سه دهه درباره ایران گزارش تهیه کرده است. او برای این مقاله با ۲۳ نفر در ایران گفتوگو کرده است؛ از جمله مقامهای بلندپایه، اعضای سپاه پاسداران و افرادی که با علی و مجتبی خامنهای ارتباط داشتهاند.)
منبع: روزنامهٔ نیویارک تایمز
پنجشنبه، ۲۳ اپریل ۲۰۲۶ مطابق ۳ ثور ۱۴۰۵
——————————
زمانیکه آیتالله علی خامنهای بهعنوان رهبر معظم ایران حکومت میکرد، بر همه تصمیمها درباره جنگ، صلح و مذاکرات با ایالات متحده اختیار کامل داشت. اما پسر و جانشین او چنین نقشی ندارد.
آیتالله مجتبی خامنهای، فرزند او، چهرهای مرموز است که از زمان انتصابش در ماه مارچ، نه دیده شده و نه صدایش شنیده شده است. در عوض، یک گروه از فرماندهان باتجربه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و افراد نزدیک به آنان، تصمیمگیرندگان اصلی در امور امنیت، جنگ و دیپلماسی هستند.
عبدالرضا داوری، سیاستمداری که در زمان ریاستجمهوری محمود احمدینژاد مشاور ارشد او بود و آشنایی نزدیک با آقای خامنهای دارد، گفت:
«مجتبی کشور را طوری اداره میکند که گویی مدیر یک هیئتمدیره است.»
او در گفتوگویی تیلفونی از تهران افزود:
«او بهشدت به مشوره و هدایت اعضای هیئت متکی است و آنان بهصورت جمعی همه تصمیمها را میگیرند. جنرالها در واقع اعضای همان هیئتاند.»
این روایت از ساختار جدید قدرت در ایران بر اساس گفتوگو با شش مقام بلندپایه ایرانی، دو مقام پیشین، دو عضو سپاه پاسداران، یک روحانی بلندپایه آشنا با ساختار درونی نظام و سه فرد نزدیک به آقای خامنهای تهیه شده است. همچنان نه نفر دیگر که با سپاه و دولت ارتباط دارند، این ساختار فرماندهی را توضیح دادهاند. همه آنان به شرط ناشناس ماندن صحبت کردهاند، زیرا درباره موضوعات حساس دولتی سخن گفتهاند.
آقای خامنهای که توسط شورای روحانیان بلندپایه بهعنوان رهبر جدید انتخاب شده است، از زمان بمباران محل اقامت پدرش در ۲۸ فبروری توسط نیروهای امریکا و اسرائیل، در مخفیگاه بهسر میبرد. در آن حمله، پدر، همسر و پسر او کشته شدند. دسترسی به او بسیار محدود و دشوار است. او بیشتر توسط تیمی از داکتران و کارمندان صحی احاطه شده است که جراحات ناشی از حملات هوایی را درمان میکنند.
فرماندهان ارشد سپاه و مقامهای بلندپایه دولتی به دلیل نگرانی از ردیابی توسط اسرائیل، به دیدار او نمیروند. رئیسجمهور مسعود پزشکیان که خود جراح قلب است و وزیر صحت نیز در روند درمان او دخیل بودهاند.
اگرچه آقای خامنهای بهشدت زخمی شده است، اما به گفته چهار مقام بلندپایه ایرانی، از نظر ذهنی هوشیار و فعال است. یک پای او سه بار جراحی شده و در انتظار پای مصنوعی است. دست او نیز عمل شده و بهتدریج توانایی خود را بازمییابد. صورت و لبهای او بهشدت سوخته و صحبت کردن برایش دشوار است.
او تاکنون هیچ پیام صوتی یا تصویری منتشر نکرده است، زیرا نمیخواهد در نخستین حضور عمومی خود ضعیف به نظر برسد. با این حال، چندین پیام کتبی از او در رسانههای دولتی منتشر شده است.
پیامها بهصورت دستنویس، در پاکتهای مهر و مومشده، از طریق یک زنجیره انسانی از افراد مورد اعتماد منتقل میشوند؛ از یک قاصد به قاصد دیگر، با موتر و موترسایکل از جادههای اصلی و فرعی، تا به مخفیگاه او برسند. رهنمودهای او نیز به همین شیوه بازمیگردد.
ترکیب نگرانیهای امنیتی، جراحات جسمی و دشواری دسترسی، باعث شده است که آقای خامنهای بخش عمده تصمیمگیریها را فعلاً به جنرالها واگذار کند. با وجود این، جناحهای اصلاحطلب و تندرو همچنان در بحثهای سیاسی حضور دارند، اما تحلیلگران میگویند نزدیکی تاریخی او با سپاه، که از زمان جنگ ایران و عراق شکل گرفته، باعث شده این نهاد به نیروی غالب تبدیل شود.
دونالد ترامپ گفته است که این جنگ و کشتهشدن بخش بزرگی از ساختار سیاسی و امنیتی ایران، نوعی «تغییر رژیم» را رقم زده و رهبران جدید را «عقلانیتر» ساخته است. اما در واقع، نظام جمهوری اسلامی سقوط نکرده است. قدرت اکنون در دست یک ساختار نظامی سختگیر و ریشهدار است و نفوذ روحانیان کاهش یافته است.
سانم وکیل، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس، میگوید:
«مجتبی هنوز بهطور کامل در فرماندهی نیست، اما نوعی احترام و تمکین نسبت به او وجود دارد. او یا تصمیمها را تأیید میکند یا در روند رسمی شریک است، اما در حال حاضر تصمیمها بیشتر به او تحمیل میشود تا اینکه خودش آغازگر باشد.»
محمدباقر قالیباف، رئیس پارلمان ایران و فرمانده پیشین سپاه، در سخنرانی تلویزیونی گفت که پیشنهاد امریکا درباره توافق هستهای و صلح، و پاسخ ایران، با آقای خامنهای در میان گذاشته شده و دیدگاه او در تصمیمگیریها لحاظ گردیده است.
-صعود سپاه پاسداران
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که پس از انقلاب ۱۹۷۹ برای حفاظت از نظام ایجاد شد، بهتدریج قدرت خود را از طریق مناصب سیاسی، نفوذ در صنایع کلیدی، تسلط بر نهادهای استخباراتی و روابط با گروههای مسلح منطقه افزایش داده است.
اما در زمان رهبر پیشین، این نهاد همچنان تابع اراده او بود؛ هرچند او سپاه را تقویت کرد و این نهاد به ستون اصلی قدرت او تبدیل شد.
کشتهشدن رهبر در روز نخست جنگ، خلأ قدرتی ایجاد کرد که به فرصتی برای سپاه تبدیل شد. آنان در روند جانشینی از مجتبی خامنهای حمایت کردند و نقش مهمی در انتخاب او بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی داشتند.
سپاه ابزارهای متعدد قدرت در اختیار دارد. فرمانده کل سپاه، بریدجنرال احمد وحیدی است. محمدباقر ذوالقدر، رئیس جدید شورای عالی امنیت ملی، از فرماندهان پیشین سپاه است. یحیی رحیم صفوی نیز بهعنوان مشاور ارشد نظامی رهبران فعالیت کرده است.
به گفته تحلیلگران، مجتبی خامنهای هنوز به اقتدار پدرش نرسیده است. او به سپاه وابسته است و بقای سیاسی و نظامی خود را مدیون آنان میداند.
فرماندهان سپاه جنگ با امریکا و اسرائیل را تهدیدی برای بقای نظام میدانند و پس از پنج هفته درگیری شدید، معتقدند توانستهاند آن را مهار کنند. آنان در همه مراحل، تصمیمگیر اصلی بودهاند.
در نتیجه، تنگه هرمز بسته شده و اقتصاد جهانی تحت تأثیر قرار گرفته است. دولت منتخب و کابینهاش به حاشیه رانده شده و تنها مسئول امور داخلی مانند تأمین غذا و سوخت هستند.
وزیر خارجه، عباس عراقچی، نیز از روند مذاکرات کنار گذاشته شده و محمدباقر قالیباف نقش اصلی را در گفتوگوها بر عهده گرفته است.
رهبر جدید نیز بیشتر از تصمیمهای سپاه پیروی میکند و کمتر مخالفت نشان میدهد.
سپاه طرح حملات به اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس و همچنان بستن تنگه هرمز را تهیه کرده است. آنان آتشبس موقت با امریکا را پذیرفته و مذاکرات غیرمستقیم را سازماندهی کردهاند.
برای نخستین بار، چندین جنرال نظامی سپاه در هیئت مذاکرهکننده ایران با ایالات متحده حضور داشتند.
مقامهای ایرانی و سه فرد نزدیک به مجتبی خامنهای گفتهاند که وابستگی او به سپاه تا حدی به دلیل تازهبودن نقش رهبری است. او فاقد جایگاه سیاسی و نفوذ مذهبیای است که پدرش داشت. همچنین روابط شخصی عمیق او با سپاه نیز در این موضوع نقش دارد.
زمانی که او ۱۷ سال داشت، داوطلبانه در جنگ ایران و عراق شرکت کرد و در واحدی از سپاه به نام «گردان حبیب» خدمت کرد. این تجربه شخصیت او را شکل داد و دوستیهای مادامالعمر ایجاد کرد. بسیاری از اعضای این واحد بعداً به مقامهای بلندپایه نظامی و استخباراتی رسیدند.
او تحصیلات دینی خود را در حوزه علمیه تکمیل کرد و به درجه آیتالله رسید. او در محوطه اقامتگاه پدرش در هماهنگی عملیات نظامی و استخباراتی نقش داشت و همین موضوع پیوند او را با جنرالها و رؤسای استخبارات تقویت کرد.
از دوستان نزدیک او از دوران گردان حبیب میتوان به حسین طائب، رئیس پیشین استخبارات سپاه، و جنرال محسن رضایی اشاره کرد. قالیباف نیز از دوستان دیرینه او است.
برای سالها، مجتبی خامنهای، حسین طائب و قالیباف هفتهای یکبار در محوطه رهبر سابق در جلسات کاری طولانی ناهار شرکت میکردند. آنان به «مثلث قدرت» مشهور بودند. این گروه از سوی مهدی کروبی به دخالت در انتخابات ۲۰۰۹ و دستکاری نتایج به نفع احمدینژاد متهم شد. اعتراضات گسترده پس از آن کشور را ماهها درگیر کرد.
این روابط شخصی اکنون نقش مهمی در تعامل میان مجتبی خامنهای و جنرالها دارد. آنان یکدیگر را همسطح میدانند، نه بالادست و پاییندست.
-اختلافها و تصمیمها
با وجود نقش غالب جنرالها، سیاست ایران هرگز یکدست نبوده و ساختار آن دارای مراکز قدرت موازی است. اختلافها همیشه وجود داشته است. پزشکیان و عراقچی نیز عضو شورای عالی امنیت ملی هستند.
اما در ساختار کنونی، این جنرالها هستند که دست بالا را دارند و نشانهای از اختلاف جدی میان آنان دیده نمیشود.
در روز سهشنبه، زمانی که هیئتهای مذاکره ایران و امریکا آماده سفر به اسلامآباد برای دور دوم مذاکرات بودند، جنرالها تصمیم به توقف مذاکرات گرفتند. اختلافها بر سر ادامه گفتوگو در صورت ادامه محاصره دریایی امریکا شکل گرفته بود. در این میان، ۲۷ کشتی ایرانی هنگام ورود یا خروج از بنادر بازگردانده شده بودند.
ترامپ در پیامهای متعدد در شبکههای اجتماعی ایران را به پذیرش کامل خواستههای خود تهدید کرده و هشدار داده بود در صورت عدم توافق، تأسیسات انرژی و پلهای ایران را بمباران خواهد کرد. امریکا همچنان دو کشتی ایرانی را توقیف کرد که خشم جنرالها را برانگیخت.
فرمانده کل سپاه، جنرال وحیدی، و چند جنرال دیگر استدلال کردند که ادامه مذاکرات بیفایده است، زیرا امریکا بهدنبال فشار برای تسلیم ایران است.
اما پزشکیان و عراقچی با این نظر مخالفت کردند. پزشکیان از خسارات اقتصادی سنگین جنگ که حدود ۳۰۰ میلیارد دالر برآورد شده، و ضرورت رفع تحریمها برای بازسازی کشور سخن گفت. اختلافها همچنین بر سر میزان گسترش بستن تنگه هرمز شدت گرفت.
در نهایت، جنرالها پیروز شدند و مذاکرات فروپاشید.
ترامپ آتشبس را تمدید کرد، اما محاصره را ادامه داد و گفت ایران باید «پیشنهاد صلح خود را ارائه کند». هنوز روشن نیست که آینده چه خواهد شد.
در داخل ایران، جناح تندرو مخالف هرگونه امتیازدهی است و باور دارد که ادامه جنگ میتواند اسرائیل و امریکا را شکست دهد. هواداران آنان در خیابانها تظاهرات شبانه برگزار میکنند.
این گروه از سعید جلیلی حمایت میکنند و همچنان در برخی بخشهای رسانه دولتی نفوذ دارند. آنان خواهان تأیید علنی مجتبی خامنهای بر مذاکرات هستند.
در یک تجمع در تهران، مردم شعار میدادند:
«فرمانده، دستور بده تا پیروی کنیم.»
محمدباقر قالیباف در سخنانی تلویزیونی تلاش کرد به مردم اطمینان دهد که رهبر جدید در جریان امور است و گفت ایران دستاوردهای نظامی داشته، از جمله سرنگونی یک طیاره امریکایی، اما این به معنای برتری بر امریکا نیست.
او گفت:
«گاهی مردم فکر میکنند ما آنان را نابود کردهایم، اما چنین نیست. باید درک کرد که دستاوردهای نظامی ما به معنای برتری کامل بر ایالات متحده نیست.»
خبرگزاری آگاه آگاه؛ رسانه بیداری و برابری